در نگاه نخست چنين به نظر مىرسد كه پاك ساختن زمين از ظلم، ستم، گناه و معصيت، و برچيدن بساط طاغوتها و ستمگران ناممكن است و گويا زمين و زمينيان با گناه و ظلم خو گرفته و مظلومان عالم فرياد رسى ندارند، تا حق آنها را از ظالمان و طاغيان بستاند. گوئيا جهان به تحمل وجود شوم ستم پيشگان عادت كرده است; تا جايى كه بشر دورهاى را سراغ ندارد كه در آن، جامعه جهانى خالى از ستم و ستمگران باشد.
از سوى ديگر حكمتخداوند بر اين تعلق گرفته است كه زندگانى انسان بر اساس فطرت خدا دادى جارى شده و شالوده آن، كه عدالتخواهى و ظلم ستيزى است، بدون پاسخ و جواب نماند.
با رستاخيز مهدى عليه السلام، ظلم و ستم به ديار عدم آهنگ سفر كرده و جاى خود را به عدل و داد مىسپارد و عدالت اجتماعى فراگير شده و ثمره تلاش و كوشش انبياء و اولياء به بار نشسته و مردم طعم شيرين عدالت را مىچشند.
امام زمان عليه السلام بعد از تولد چنين دعا كردند: «... اللهم انجز لى ما وعدتنى، و اتمم لى امرى، و ثبت وطاتى، و املا الارض لى عدلا و قسطا (1) ; خداوندا! آنچه را كه به من وعده دادى محقق ساز و امر [حكومت عدالت گستر جهانى] مرا به كمال برسان و گامهاى مرا استوار بدار و زمين را به وسيله من از عدل و داد پر ساز.»
در احاديثى كه درباره قيام مهدى عليه السلام آمده است دعوت به توحيد و مبارزه با شرك و كفر اعتقادى، به اندازه ايجاد عدالت و اجراى آن، مورد تاكيد قرار نگرفته است. علت اين امر را بايد در نياز عمده جامعه بشرى به برقرارى عدالت و گسترش دادگرى در اين زمان دانست.
امام صادق عليه السلام فرمود: «اذا قام القائم عليه السلام حكم بالعدل وارتفع الجور فى ايامه و آمنتبه السبيل و اخرجت الارض بركاتها و رد كل حق الى اهله (2) ; هرگاه قائم قيام كند، به عدل حكم مىكند و در ايام او جور مرتفع شود و به وسيله او راهها امن گردد، زمين بركاتش را خارج مىسازد و هر حقى به صاحبش برگردانده مىشود.»
امام حسين عليه السلام فرمود: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عز و جل ذلك اليوم حتى يخرج رجل من ولدى فيملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما، كذلك سمعت رسول الله يقول (3) ; اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانى گرداند، تا مردى از فرزندان من خروج كند، پس زمين را از عدل و داد پر كند، همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد. اين چنين از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم.»
امام صادق صلى الله عليه و آله فرمود: «اما والله ليدخلن [القائم ] عليهم عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحر و القر (4) ; به خدا قسم كه عدالتخود را در درون خانههاى مردم وارد مىكند همانگونه كه سرما و گرما داخل مىشود.»
امام رضا عليه السلام فرمود: فاذا خرج وضع ميزان العدل بين الناس، فلا يظلم احد احدا (5) ; آنگاه كه خروج كند، ترازوى عدل را در بين مردم مىنهد، پس هيچكس به ديگرى ظلم نمىكند.»
ارزش عدالت
عدالت از اصول مهم و از تعاليم و اهداف عمده اسلام است. در دستورات اسلامى، انسانها مامور شدهاند كه در تمام ابعاد زندگى خود (فردى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى، و نيز در گفتار، رفتار و كردار) عدالت را رعايت كرده و آن را سر لوحه كارهاى خود قرار دهند.
قرآن كريم در آيات متعددى ارزش و اهميت عدالت را بيان كرده و به آن سفارش نموده است كه در ذيل نمونههايى از اين آيات بيان مىشود:
1- «اعدلوا هو اقرب للتقوى» (6) ; «عدالت ورزيد كه عدل به تقوى نزديكتر است.»
«و اذا قلتم فاعدلوا» (7) ; «وقتى سخن گفتيد به عدالتسخن گوييد.»
2- «ان الله يامر بالعدل والاحسان» (8) ; «حقيقتا خداوند به عدل و احسان امر مىكند.»
3- «و لايجرمنكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى» (9) ; «و البته نبايد بدى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است.»
4- «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط» (10) ; «به راستى [ما ] پيامبران خود را با دلايل آشكار فرستاديم و با آنها كتاب و ترازو فرود آورديم تا مردم به عدالتبرخيزند.»
بر اساس اين آيه، فرستادن رسولان الهى و كتابهاى آسمانى براى تحقق عدالت در جامعه بشرى است.
در جامعه اسلامى همه افراد در برابر بيت المال و امكانات عمومى مساوى اند و هيچ عامل نژادى و سوابق مبارزاتى و انتساب به افراد يا گروههاى صاحب نفوذ و قدرت، مانع اجراى عدالت نمىشود و لذا گريزگاه قانونى در جامعه اسلامى وجود ندارد.
ائمه اطهار عليهم السلام كه مفسران واقعى قرآن كريم هستند نيز در كلمات نورانى خود بر مساله عدالت تاكيد ورزيدهاند. به عنوان نمونه چند فراز از گفتار آنان را در ذيل مىآوريم:
1- امام صادق عليه السلام فرمود: روزى اميرالمؤمنين على عليه السلام به خليفه دوم فرمودند: «ثلاث ان حفظتهن و عملت كفتك ما سواهن، و ان تركتهن لم ينفعك شىء سواهن; سه چيز است كه اگر از آنها حفاظت كرده و به آنها عمل كنى تو را از غير آنها بى نياز مىكند و اگر آنها را ترك كنى، غير آنها سودى به تو نمىرساند.»
خليفه پرسيد: آن سه چيز كدامند؟ حضرت فرمودند: «اقامة الحدود على القريب و البعيد، والحكم بكتاب الله فى الرضا والسخط، والقسم بالعدل بين الاحمر والاسود... (11) ; اجراى حدود بر نزديك و دور (آشنا و بيگانه)، و حكم كردن به كتاب خدا در حال خرسندى و خشم، و تقسيم عادلانه بين سياه و سرخ...»
2- امام على عليه السلام به فرزندش امام حسين عليه السلام فرمود: «اوصيك بتقوى الله فى الغنى و الفقر و بالعدل على الصديق و العدو; تو را به تقواى الهى در حال غنا و تنگدستى و رعايت عدالتبا دوست و دشمن سفارش مىكنم.»
3- ابو مالك مىگويد:
«قلت لعلى بن الحسين عليه السلام اخبرنى بجميع شرايع الدين. قال: قول الحق، والحكم بالعدل، والوفاء بالعهد، هذه جميع شرايع الدين (12) ; به امام سجاد عليه السلام گفتم: مرا از مجموعه آئينهاى دين آگاه كن. امام فرمود: سخن حق و داورى طبق عدالت و وفاى به عهد. اينها همه آئينهاى دين است.»
تحقق عدالتبه دست مهدى عليه السلام
لازمه تحقق عدالت اجتماعى، از بين رفتن ناهنجارىها و مفاسد اجتماعى است. حضرت مهدى عليه السلام در حكومت جهانى خود با اين مفاسد مبارزه كرده و معضلات و مشكلات جامعه را برطرف مىكند. در ذيل به چند روايت كه بيانگر مفاسد و بى عدالتى در دوران غيبت است اشاره مىشود:
1- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «و ذلك عندما تصير الدنيا هرجا و مرجا، و يغار بعضهم على بعض، فلاالكبير يرحم الصغير، و لاالقوى يرحم الضعيف، فحينئذ ياذن الله له بالخروج (13) ;
و آن (قيام قائم عليه السلام) در هنگامى است كه دنيا دچار آشفتگى مىگردد و مردمان به يكديگر مىتازند، نه بزرگسال به خردسال رحم مىكند، و نه قدرتمند به ناتوان، در اين هنگام خداوند به او (امام غايب) اجازه خروج مىدهد.»
2- امام صادق عليه السلام درباره دوران غيبت امام عصر مىفرمايد: «و رايت الربا ظاهرا لا يعير (14) ; مىبينى كه ربا آشكار است و سرزنش نمىشود.»
3- همچنين آن حضرت درباره اين دوران فرمود: «و رايت الولاية قبالة لمن زاد (15) ; مىنگرى كه ولايت (مسؤوليت و پستها) در دست كسانى است كه رشوه بيشترى مىدهند.»
در نگرش به مجموعه اين احاديث و احاديث ديگرى كه در تبيين و ترسيم دوران پيش از ظهور رسيده است، به اين نكته پى مىبريم كه بزرگترين بحران در حيات انسانى پيش از ظهور، نبود عدالت اجتماعى است.
حضرت مهدى عليه السلام در دوران حكومت جهانى خويش با كليه معضلات اجتماعى كه دامنگير جامعه جهانى است، مبارزه كرده و جهان را از لوث آنها پاك مىنمايد، و جامعه ايده آل اسلامى را بر مبناى فرهنگ ناب محمدى صلى الله عليه و آله تشكيل مىدهد. در ذيل به چند روايت كه بيانگر عملكرد حضرت مهدى عليه السلام در دوران ظهور و ويژگىهاى اين زمان است اشاره مىشود:
1- امام صادق عليه السلام درباره دوران ظهور مىفرمايد: «و يحسن حال عامة العباد، و يجمع الله الكلمة، و يؤلف بين قلوب مختلفة، و لا يعصى الله (عز و جل) فى ارضه، و يقام حدود الله فى خلقه، و يرد الله الحق الى اهله (16) ; حال عموم مردم را بهبود بخشد، و خداوند وحدت كلمه پديد آورد، وبين قلبهاى پراكنده الفت ايجاد كند، و خداوند در زمين معصيت نشود، و حدود الهى ميان مردم اجرا شود و خداوند حق را به اهلش باز گرداند.»
2- همچنين آن حضرت فرمود: «اعلموا ان الله يحيى الارض بعد موتها... اى يحييها الله بعدل القائم عند ظهوره بعد موتها بجور ائمة الضلال (17) ; [خداوند در قرآن مىفرمايد: ] «بدانيد كه خداوند زمين را پس از مردنش زنده مىگرداند» يعنى خداوند زمين را با عدل قائم در رستاخيز ظهور او زنده مىگرداند، پس از آنكه از ستم فرمانروايان ضلالت مرده باشد.»
3- امام صادق عليه السلام فرمود: «اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع الجور فى ايامه و امنتبه السبل (18) ; هنگامى كه قائم قيام كند، بر اساس عدالتحكم مىكند و ظلم و جور در دوران او برچيده مىشود و راهها در پرتو وجودش امن مىگردد.»
4- امام باقر عليه السلام درباره عملكرد حضرت مهدى عليه السلام در دوران ظهور فرمود: «و يوسع الطريق الاعظم فيصير ستين ذراعا و يهدم كل مسجد على الطريق و يسد كل كوة الى الطريقو كل جناج و كنيف و ميزاب الى الطريق (19) ; جاده بزرگ و اصلى را توسعه مىدهد تابه 60 ذراع برسد و تمام مساجدى را كه در مسير قرار دارند خراب مىكند و تمام دريچههايى كه به راهها گشوده مىشود مىبندد و بالكنها و فاضلابها و ناودانهائى كه در راه [عبور مردم] باز مىشود مىبندد.»
5- امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «اذا قام قائم اهل البيت قسم بالسوية و عدل فى الرعية (20) ; هنگامى كه قيام كننده اهل بيت عليهم السلام قيام كند، به صورت مساوى تقسيم مىكند و در ميان رعيتبه عدالت رفتار مىكند.»
6- در دعاى ندبه مىخوانيم: «متى ترينا و نريك و قد نشرت لواء النصر ترى... و قد ملات الارض عدلا و اذقت اعدائك هوانا و عقابا; كى ما را مىبينى و ما هم تو را ببينيم در حالى كه پرچم پيروزى را بپا دارى... و زمين را با عدل پر كرده باشى و به دشمنانتخوارى و عذاب را چشانده باشى.»
- پاورقــــــــــــــــــــي
1) اكمال الدين و اتمام النعمه، ج2، ص428; بحار الانوار، ج 51، ص 13.
2) بحارالانوار، ج52، ص338; ارشاد، ص334.
3) اكمال الدين و اتمام النعمة، ج1، ص318.
4) غيبت نعمانى، ص159; اثبات الهداة، ج3، ص544; بحارالانوار، ج52، ص362.
5) كمال الدين، ص372; بحارالانوار، ج52، ص321.
6) مائده/ 11.
7) انعام/ 153.
8) النحل/ /92.
9) مائده/ 8.
10) الحديد/ 25.
11) التهذيب، ج6، ص227، ح547; دعائم الاسلام، ج2، ص443، ح1543.
12) تفسير نور الثقلين، ج3، ص79.
13) بحارالانوار، ج52، ص380.
14) منتخب الاثر، ص429.
15) بحارالانوار، ج52، ص257.
16) اكمال الدين و اتمام النعمة، ج2، ص646.
17) غيبت نعمانى، ص25.
18) بحارالانوار، ج13، ص180، (طبع قديم) .
19) همان، ص186.
20) بحارالانوار، ج52، ص351، ح103.
طبقه بندی: امام زمان عج
|
|
|
بسم الرب الشهدا و الصدقین با سلام روز قدس هم نزدیك و مثل اینكه در این دوره زمونه هر كسی فرصتی گیر بیاره برای خودش تبلیغات می كنه و هیچ كس به فكر این كودكان مظلوم فلسطینی نیست پس بیایید حداقل ما برای آن كودك فلسطینی كه شب در داغ پدرش گریه می كند و روزها از ترس سربازان صیهونیست در كوچه ها می دود برویم.
|
طبقه بندی: مناسبتها
طبقه بندی: امام زمان عج
مظلوميت ملت فلسطين چيزي نيست كه در آن جاي پرسش و ابهام وجود داشته باشد. هم اكنون پنجاه و شش سال است كه فلسطينيان مظلوم، طي مراحل مختلف ازخانه و كاشانه خويش آواره شده اند، برخي را كشتند و برخي را به اسارت گرفتند و برخي را با زور و تخريب و تهديد آواره كردند، هنوز هم فرزندان اين ملت در برابر چشم جهانيان دراردوگاه هاي مختلف، در اراضي اشغالي و در كشورهاي همسايه به صورت تبعيدي و آواره زندگي مي كنند.
شهرك هاي صهيونيستي روزبروز گسترش مي يابد و صاحبان فلسطين، بارها و بارها، مورد بيرحمانه ترين يورش هاي وحشيانه قرار گرفته و مي گيرند. فاجعه هاي جانخراشي همچنان كشتارهاي صبرا و شتيلا و كپر قاسم و دير ياسين و اخيرا فاجعه جنين و... در برابر ديدگان جهان باصطلاح متمدن و مدعي حقوق بشر و دموكراسي و آزادي انجام گرفته و مي گيرد و كدخدايان اين دهكده جهاني نه تنها جلوي اين بچه شرور را نگرفتند، بلكه خود، او را توليد و تربيت و مسلح و تجهيز كردند. و در برابر آدم كشي ها و غارتگري ها به او مدال صلح و تمدن دادند.
تولد و تداوم اين زندگي شرارت بار نامشروع، حاصل حمايت بي دريغ و توطئه هاي بزرگ و نقشه هاي شوم درازمدت سرمايه داران عالم و توافق هاي پشت پرده جهانخواران براي غصب امكانات مسلمانان است.
حمايت هاي مداوم آمريكا و انگليس و همكاري هاي شوروي سابق با رژيم غاصب فلسطين، چيزي نيست كه از چشم هيچ ناظر بي طرفي پنهان بماند و از حافظه تاريخي ملت ها پاك شود.
امام خميني قدس سره در تاريخ 51/5/17 در پاسخ به نامه دانشجويان مسلمان مقيم آمريكا و كانادا هشدار داده و اهداف استكبار از ايجاد رژيم صهيونيستي را بر شمردند و عوامل پيدايش اين غده سرطاني را يادآور شدند:
«استعمار چپ و راست دست به دست هم داده، براي نابودي ملت اسلام و كشورهاي اسلامي كوشش مي كنند و در راه اسير كردن بيشتر ملت هاي مسلمان و غارت سرمايه سرشار و منابع طبيعي آنان با يكديگر سازش كرده اند.
اسرائيل با تباني و همفكري دولت هاي استعماري غرب و شرق زاييده شد و براي سركوبي و استعمار ملل اسلامي به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمايت و پشتيباني مي شود.
انگليس و آمريكا با تقويت نظامي وسياسي و با گذاشتن اسحله هاي مرگبار در اختيار اسرائيل، آن را به تجاوزات پي در پي عليه اعراب و مسلمين و ادامه اشغال فلسطين و سرزمين هاي اسلامي تحريص و ودار مي سازند و شوروي با جلوگيري از مجهز شدن مسلمانان و با فريب و خيانت و سياست سازشكارانه، موجوديت اسرائيل را تضمين مي نمايد.
اگر دول اسلامي و ملل مسلمان به جاي تكيه به بلوك شرق و غرب، به اسلام تكيه مي كردند و تعاليم نوراني و رهايي بخش قرآن كريم را نصب عين خود قرار داده و به كار مي بستند، امروز اسير تجاوزگران صهيونيسم و مرعوب فانتوم آمريكا و مقهور اراده سازشكارانه و نيرنگ بازي هاي شيطاني واقع نمي شدند.
دوري دول اسلامي از قرآن كريم، ملت اسلام رابه اين وضع سياه نكبت بار مواجه ساخته و سرنوشت ملت هاي مسلمان و كشورهاي اسلامي را دستخوش سياست سازشكارانه استعمار چپ و راست قرار داده است.» (1)
وظيفه مسلمين در برابر فلسطين مظلوم
وقتي انسان تاريخ غمبار فلسطين مظلوم را مي خواند، عرق شرم بر چهره اش مي نشيند، چگونه وجدان بشريت در برابر اين همه جنايت سكوت كرد؟ چگونه مسلمانان عالم اين ننگ بزرگ را تحمل كردند؟ چگونه آزادگان جهان شاهد اعدام و محو يك ملت از جغرافياي جهان بودند و در برابر اين همه قساوت و جنايت و ويرانگري سكوت اختيار كردند؟
بدون ترديد، سلطه صهيونيسم جهاني بر رسانه هاي جهاني ، وجود حكومت هاي وابسته و مزدور در جهان اسلام، و ترس و ياس مسلمانان ، زمينه هاي اين جنايات گسترده و مداوم و فجيع را پديد آورده است.
امروز كه فلسطين مظلوم گناهان بزرگ ترس و ياس و تفرقه گرايي و وابستگي و خودباختگي را با آب قيام و انتفاضه و بازگشت به ارزش هاي اسلامي از سيماي خويش مي شويد و شهادت طلبان فلسطين، زمين را در زير پاي شارون و بوش به لرزه درآورده اند، زمينه استقلال وآزادي ملت هاي منطقه فراهم شده است.
حال كه بيداري امت اسلامي و وجدان جهاني روز به روز فزوني مي گيرد و سيماي قصابان بشريت و غاصبان قدس بيشتر و بهتر آشكار مي شود، وظايفي سنگين بر دوش همه مسلمانان و آزاديخواهان جهان قرار دارد.
راهكار آزادي
گسترش روح شهادت طلبي، افزايش بيداري امت اسلامي، تقويت اتحاد و همفكري و همكاري مسلمانان، تكيه بر توان ملت ها، عدم توجه واتكا به وعده و وعيدهاي نهادها و سازمان هاي بين المللي، و قطع اميد از قدرت هاي سلطه گر براي مهار رژيم صهيونيستي، شرط رهايي و راهكار آزادي مسلمين فلسطين است. آمريكا و انگليس و نهادهاي بين المللي تحت فرمان آنان، شريك دزدند و رفيق قافله، به تعبير امام قدس سره «اگر ملت ها نشسته اند كه آمريكا براي آن ها كار بكند، يا دست نشانده هاي آمريكا براي آن ها كار بكنند، اين قافله تا به ابد لنگ خواهد بود» . (2)
چه بايد كرد؟
پاسخ گفتن به استغاثه مظلومان، وظيفه عقلي و شرعي و آواي فطرت اصيل انساني است. اين فرياد آزادي بخش علوي است كه هنوز از نهج البلاغه به گوش مي رسد: «كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا (3) ; خصم ستمگر و يار مظلومان باشيد.»
اين صداي پيامبر رحمت است كه: «من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم; (4) هر كس آواي استمداد از مسلمانان را بشنود و به آن پاسخ نگويد، مسلمان نيست.»
و بالاتراز آن، اين پيامبر آزادي، رسول اكرم صلي الله عليه و آله است كه هشدار مي دهد:
«من اصبح لايهتم بامور المسلمين فليس بمسلم; (5) هر كس در هر بامداد در انديشه كار مسلمانان نباشد، مسلمان نيست.»
شگفتا! با اين رهنمودهاي عالي انساني و انديشه هاي آزادي بخش و اصل دفاع مشترك امت اسلامي، چگونه برخي به بهانه ملي گرايي خود را در برابر ديگر مسلمانان مسؤول نمي بينند و به جاي دفاع از اسلام و مسلماني، شعار ايران و ايراني مي دهند و مسلمانان را نسبت به سرنوشت يكديگر بي تفاوت مي خواهند. تجارب مكرر تاريخي و هويت صهيونيسم جهاني نشان مي دهد كه اسرائيل و آمريكا از طريق التماس و مذاكره و نرمش و سازش هيچگاه تسليم حق نخواهند شد و تنها راه آزادي كشورهاي اسلامي «وفاق امت اسلامي » و طرد نفاق و منافقان از مصدر امور و جايگاه تصميم گيري در كشورهاي اسلامي، و جهاد همگاني و همه جانبه اسلام عليه منافع صهيونيسم جهاني است. مساله دفاع از مظلوم و ياري ستمديدگان، پيام فطرت انساني و از اصول عقلي و ضروريات اسلام ناب محمدي است. به تعبير شهيد بهشتي رحمه الله «اسلام يك آئين جهاني است و مسلمان به سعادت انسان به صورت يك كل نگاه مي كند و در راه نجات انسان به صورت يك كل تلاش مي كند. اصولا محدود كردن آرمان هاي يك انقلاب در نجات يك ملت، شرك است. گذشته از اينكه بر اساس جهان بيني اسلام، نجات يك ملت از نجات همه انسان ها نمي تواند جدا باشد» . (6)
انحصار اهداف انقلاب اسلامي به رفاه ايران و ايراني، نوعي شرك است و آزادي و سعادت و رفاه هر قطعه از بلاد اسلامي، بستگي به آزادي و آسايش عموم مسلمين بلكه سعادت عموم بشريت دارد.
چه كاري مي توان كرد؟
سلاح اصلي دشمن در برابر مسلمانان، ايجاد تفرقه و گسترش ارعاب و ترس و ابتذال فرهنگي و اخلاقي است. ترس دولت هاي مسلمان و ياس مسلمانان و اختلافات داخلي، ريشه جرات و گستاخي صهيونيسم جهاني است. مسلمانان براي مقابله با رژيم صهيونيستي بايد گام هايي بلند و استوار بردارند و در صورت كوتاهي، در برابر خداي متعال و وجدان بشري و نسل هاي آيند مسؤول خواهند بود.
ملت هاي اسلامي در برابر جنايات استكبار جهاني و رژيم صهيونيستي وابسته به آن، سه راه بيشتر ندارند:
1- مبارزه و جهاد و همفكري و همكاري همه ملت هاي مسلمان در حمايت از ملت مظلوم فلسطين، كه چون سدي استوار در برابر سلطه كفر جهاني بر ديار اسلام ايستاده است و زنان و مردانش باعمليات شهادت طلبانه، امنيت را از غاصبان اراضي مسلمين سلب كرده اند. اگر اين حمايت صورت گيرد، و سد مقاومت بشكند، اسرائيل از نيل تا فرات بلكه مكه و مدينه و كل جهان را ملك خويش مي داند و خود را نژاد برتر مي شناسد كه همه براي خدمت به آن آفريده شدند.
2- بي تفاوتي و بي طرفي، كه برخلاف وجدان بشري و وظيفه مسلماني است و هر روز بر طمع ورزي هاي اسرائيل مي افزايد و بخشي ديگر از سرزمين هاي مسلمانان را غصب مي كند و به سلطه تدريجي يهود بر عالم اسلام مي انجامد.
3- همكاري با صهيونيسم جهاني و نوكري اسرائيل، كه بر اساس وحي آسماني و تجربه تاريخي دشمن شماره يك اسلام و مسلمين است. (7)
دولت هاي مسلمان و ملت هاي اسلامي هنوز امكانات و توانمندي هاي فراواني دارند كه در صورت انجام وظيفه الهي مي توانند فلسطين عزيز را آزاد كنند و عزت اسلامي خود را پاسداري كنند. بعضي از اين توانمندي ها عبارتند از:
1- دعاهاي فردي براي نجات ملت فلسطين;
2- برگزاري مجالس دعاي جمعي براي رهايي فلسطين و نصرت رزمندگان در كل بلاد اسلامي;
3- ارسال كمك هاي نقدي دول اسلامي براي ملت فلسطين و تامين نيازهاي غذايي و دارويي آنان در اسرع وقت ;
4- ارسال كمك هاي جنسي دول اسلامي به ملت فلسطين;
5- اعلام برائت از اسرائيل و حاميان آن در مجامع بين المللي;
6- قطع كليه روابط با اسرائيل و حاميان آن به ويژه انگليس و آمريكا;
7- تحريم كالاهاي توليدي در كشورهاي حامي اسرائيل به ويژه انگليس و آمريكا;
8- تحريم فروش مواد اوليه و كالا به كشورها و شركت هايي كه با اسرائيل رابطه دارند;
9- كمك مالي مجالس كشورهاي اسلامي به فلسطين و اختصاص بودجه رسمي براي حمايت از فلسطين;
10- گردآوري كمك هاي مالي ملت هاي مسلمان به فلسطين و هماهنگي براي تامين نيازهاي اصلي و مهم آنان;
11- كمك تجهيزاتي و تسليحاتي به ملت فلسطين و گشودن مرزها بر روي مجاهدان امت اسلام و آموزش آنان;
12- كمك تبليغاتي و سياسي و حمايت رسانه اي از مظلومان فلسطين;
13- شناخت و معرفي دقيق دشمنان امت اسلامي و حاميان و همكاران و وابستگان آنان در داخل و خارج بلاد اسلامي;
14- شناخت شيوه ها و راهكارهاي صهيونيسم جهاني در برابر مسلمانان جهان و برنامه ريزي در برابر آنان;
15- تبيين اهداف دشمنان اسلام از ايجاد، حفظ، تقويت و گسترش رژيم صهيونيستي و اسارت ملت هاي مسلمان و غارت سرمايه هاي مسلمين و منابع طبيعي آنان و فعاليت براي آگاهي، آزادي و استقلال امت اسلامي و پاسداري از سرمايه هاي مادي و معنوي مسلمانان;
16- جنگ اطلاعاتي و تبليغاتي و جاسوسي از ديگر صحنه هاي رويارويي با رژيم صهيونيستي است كه اكنون از طريق اينترنت و ديگر ابزارهاي ارتباطي امكان پذير است;
17- همكاري و گسترش وفاق امت اسلامي دربرابر صهيونيسم جهاني و تقويت روابط فرهنگي و اقتصادي با دنياي اسلام;
18- حمايت و همكاري و ارتباط نزديك با كشورهاي آزاد و نهادهاي مستقل و ايجاد وحدت جهاني مستضعفين در برابر آرمان هاي صهيونيستي;
19- مقابله با انديشه هاي صهيونيستي در رسانه هاي دنياي اسلام و برخورد با نوكران فرهنگي صهيونيسم;
20- شناسايي و مقابله جدي با طرفداران انديشه سازش با صهيونيسم جهاني و مذاكره با آمريكا.
در پايان، ديدگاه آيت الله العظمي ميلاني درباره معامله و مراوده با يهوديان هوادار صهيونيسم را كه در ايام جنگ هاي شش روزه اعراب و اسرائيل به امت اسلامي ابلاغ شده است، به عنوان حكم شرعي و سند افتخار روحانيت اسلام به خوانندگان گرامي تقديم مي داريم. (8)
بسم الله تعالي شانه
السلام عليكم; اين حادثه مؤلمه فوق الحد موجب تاثر و تاسف همه مسلمين جهان شد و بر تاثر از فجائع گذشته افزود.
«الي الله المشتكي و الي وليه المهدي عليه الصلوة و السلام نرفع الشكوي » خداوند متعال يهود را معرفي فرموده كه «يسعون في الارض فسادا» و نيز فرموده «لتجدن اشد الناس عداوة للذين امنوا اليهود.»
و در حديث از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله است كه مي فرمايد: «اظهروا البرائة منهم و باهتوهم لكيلا يطمعوا في الفساد في الاسلام.» بنابراين بر همه مسلمانان لازم است از هر گونه معامله و رفتار دوستانه با اسرائيليان ، خودداري نمايند و نيز لازم است نسبت به برادران مسلمان و مصيبت ديدگان ، از هر نوع مساعدت مادي و معنوي دريغ ننمايند كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «من اصبح ولم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم » و بسيار مقتضي است اقامه مجلس يادبود براي لشكريان اسلام كه در اين جنگ تا آخرين نفس مقاومت كرده و با كمال شهامت از حدود و ثغور كشورهاي اسلامي و مسجد اقصي دفاع نمودند. البته نام نيك خود را در روزگار به وديعت گذاردند.
اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة
محمد هادي الحسيني الميلاني
ادامه مطلب
طبقه بندی: مناسبتها
دلبري داريم كه از صاحبدلان دل مي برد غمزه اي مشكل گشا دارد كه مشكل مي برد
گر نقاب از چهره گيرد آن نگار نازنين پرتو رخساره اش دلهاي مايل مي برد
و امامي داريم كه هم جمال دارد و هم كمال، هم صورت زيبا و نوراني دارد و هم سيرت پر بار و نوراني، هم دست خدمت و مهرباني بر خلق دارد و هم ايمان عميق و سرشار از معنويت به سر منشأ معدن عظمت، خداي جليل و جميل.
آنچه پيش رو داريد، نگاهي است به گوشه هايي از زيباييهاي ظاهري حضرت مهدي عليه السلام .
در چمنِ جمعِ جمال و كمال حضرت مهدي ندارد مثال
به ادامه مطلب مراجعه فرماییدادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
آید آن روز كه خاك سركویش باشم ترك جان كرده و آشفته رویش باشم
یوسفم گـرنزند بـر سـر بالینم سـر همچو یعقوب دل آشفته بویش باشـمبه ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
طبقه بندی: دين
سؤال: چرا ائمه با علم به شهادت خود، به استقبال مرگ مي رفتند؟
پاسخ: ابتدا لازم است به اين نكته توجه كنيم كه امام داراي دو علم مي باشد: علم غيب و علم عادي.
علم غيب امام
امامان معصوم عليهم السلام بر حسب مقام امامت خويش كامل ترين انسان و مظهر تام اسماء و صفات الهي بوده و به اذن خداوند نسبت به بسياري از امور كه بر مردم مخفي است، علم داشته اند؛ امّا بايد توجه نمود كه اين قسم از علم امام عليه السلام تأثيري در عمل و ارتباطي با تكاليف او ندارد؛ زيرا اين علم از قبيل اموري است كه قضاي الهي به آنها تعلق گرفته، و حتمي الوقوع مي باشند و بر اين اساس، تكليفي به چنين علمي تعلق نمي گيرد و همچنين به خواست و اراده امام عليه السلام قابل تغيير نمي باشد؛ به جهت اينكه تكليف و خواست و اراده در افعال ممكن (چيزي كه وقوعش امكان دارد) و با قيد امكان تعلق مي گيرد؛ مثلاً انسان مي تواند امري را كه امكان شدن و نشدن دارد، اراده كند و براي خود مقصد و هدف قرار دهد و براي تحقق بخشيدن به آن تلاش كند، امّا اگر فعلي قضاء حتمي است (حادثه اي است كه علم و اراده خدا بر آن تعلق گرفته و حتما بايد واقع شود و به هيچ عنوان قابل تغيير و تبديل نيست)، اراده وتكليف به آن تعلق نمي گيرد؛ زيرا اراده و عدم اراده و قصد و عدم قصد انسان كمترين تأثيري در آن (از آن جهت كه شدني است) ندارد و بر اين اساس، مي توان گفت كه علم امام علي عليه السلام و امامان ديگر عليهم السلام به شهادتشان از اين قبيل بوده است و چون قضاء حتمي الهي به آن تعلق گرفته، اراده و قصد آنان در آن تأثيري نداشته و هميشه متعلق قضاي الهي، و مشيت او مورد رضاي امام بوده است؛ چنان كه از امام حسين عليه السلام نقل مي شود كه در روز عاشورا فرمود: «اِلهي رِضا بِقَضائِكَ؛ پروردگارا! به قضاي تو راضي هستم.»
علم عادي امام
قسم دوم علم امام، علم عادي است، از آن باب كه پيامبر و امام عليه السلام بشري هستند همانند ساير افراد بشر؛ لذا اعمالي كه در مسير زندگي انجام مي دهند، مانند اعمال ساير افراد بشر در مجراي اختيار و بر اساس علم عادي است. امام نيز مانند ديگران، خير و شرّ و نفع و ضرر كارها را از روي علم عادي تشخيص مي دهد و آنچه را كه شايسته اقدام مي بيند، اراده مي كند، و در جايي كه عوامل و اوضاع و احوال خارجي موافق باشد، به هدف مي رسد و در صورت عدم مساعدت شرائط و اسباب، به پيش نمي رود و اينكه امام عليه السلام به اذن الهي به جزئيات حوادث (چنان كه شده و خواهد شد) واقف است، تأثيري در اين اعمال اختياري وي ندارد.
توضيح اينكه: از آنجا كه پيامبران و ائمه اطهار عليهم السلام از جنس بشر بودند(1) ولذا مانند ساير مردم زندگي مي كردند، در اعمال و رفتار مانند يك بشر عادي عمل مي نمودند؛ با همين چشم مي ديدند، با همين گوش مي شنيدند، بر طبق ظواهر و شواهد داوري مي كردند، گاهي مشورت مي كردند، براي معالجه بيماريها به پزشك و در قيمتها به كارشناسان مراجعه مي كردند، مصائب و حوادثي برايشان اتفاق مي افتاد، با مشكلات مواجه مي شدند، در جنگها شكست مي خوردند، زخمي مي شدند، مسموم مي شدند و... و چون بنا بود مانند مردم عادي زندگي كنند و مانند يك فرد عادي به ارشاد و هدايت بپردازند و مردم نيز با رغبت و اختيار ايمان بياورند، از علم غيب استفاده نمي كردند؛ لكن اگر موضوع حرام و كار زشتي پيش مي آمد كه ارتكاب آن (ولو از روي سهو) در نظرها قبيح و زشت بود و به مقام امامت و عصمت لطمه مي زد، و يا دانستن يك امري براي اثبات امامت لازم مي شد، از پشتوانه هاي غيبي بهره مند مي شدند.(2)
روايات نيز اين مطلب را تأييد مي كند؛ چنان كه حسن بن جهم مي گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم: همانا اميرالمؤمنين عليه السلام قاتل خود را شناخته بود و مي دانست كه در چه شبي و در چه مكاني كشته مي شود، و چون نعره مرغابيها را در خانه شنيد، فرمود: «اينها نعره زناني هستند كه نوحه گراني پشت سر دارند.» و وقتي ام كلثوم به او عرض كرد: كاش امشب در خانه نماز بخواني و براي نماز جماعت، ديگري را بفرستي، آن حضرت قبول نكرد، و در آن شب بدون اسلحه در رفت و آمد بود، در صورتي كه مي دانست ابن ملجم او را با شمشير مي كشد و اقدام به چنين كاري جايز نيست. امام رضا عليه السلام فرمود: «آنچه گفتي، درست است، ولي خود آن حضرت اختيار فرمود كه در آن شب مقدرات خداي عزوجل اجرا شود.»(3)
مرحوم علامه مجلسي رحمه الله در توضيح اين روايت مي گويد: كسي كه مقدرات خدا و علل و اسباب آنها را نمي داند، مي تواند از آنها دوري و اجتناب ورزد و به اجتناب مكلف شود، امّا كسي كه به جميع حوادث و پيشامدها عالم است، چگونه ممكن است او را به اجتناب و دوري از آن مكلف نمود؟ اگر چنين تكليفي ممكن باشد، لازم مي آيد كه هيچ يك از مقدرات نسبت به او واقع نشود. پس امامان ما عليهم السلام به جميع حوادث و بلاهايي كه بر آنها واقع مي شود، عالم اند و تكليف هم ندارند كه طبق اين علم عمل كنند و از آن بلاها اجتناب و دوري كنند؛ چنان كه پيامبر صلي الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام منافقين را مي شناختند و از عقايد فاسد آنها آگاه بودند، ولي مكلف نبودند كه از آنها دوري كنند و با آنها معاشرت و ازدواج ننمايند، يا آنها را بكشند و يا طرد كنند (تا زماني كه موجب قتل و طرد از آنها مشاهده نشود).
همچنين اميرالمؤمنين عليه السلام با آنكه مي دانست در ظاهر بر معاويه پيروز نمي شود و معاويه پس از وي خلافت مي كند، ولي از جنگيدن با او كوتاهي نفرمود، بلكه نهايت كوشش را به كار برد. و خود آن حضرت خبر مي داد كه من كشته مي شوم و پس از من، معاويه بر شيعيانم تسلط پيدا مي كند.
همچنين امام حسين عليه السلام مي دانست كه اهل عراق با او پيمان شكني مي كنند و خود او به همراه اولاد و اصحابش كشته مي شوند و بارها از اين مطلب خبر داده بود، ولي از جانب خداوند مكلف نبود به عراق نرود، و جان خود را حفظ كند.(4)
به عبارت روشن تر، دو نوع قضايا وجود دارد: يكي قضاياي حتمي الوقوع و ديگري قضاياي غير حتمي. قضايايي كه در مورد شهادت ائمه عليهم السلام مطرح شده است، از قضاياي حتميه است و گريز از اين نوع قضايا غير ممكن است.
- پاورقــــــــــــــــــــي
ادامه مطلب
طبقه بندی: شبهات
كي رفته اي ز دل كه تمنا كنم تو را كي بوده اي نهفته كه پيدا كنم تو را
غيبت نكرده اي كه شوم طالب حضور پنهان نگشته اي كه هويدا كنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدي كه من با صد هزار ديده تماشا كنم تو را (1)
غيبت چيست؟
1 - معناي غيبت
غيبت به معناي پوشيده و مستور بودن است. هر گاه شخصي از بين جمع پنهان شود، واژه غيبت در مورد او به كار برده مي شود. «الغيب: كل ما غاب عنك.» (2) پنهان ماندن فرد به دو صورت رخ مي دهد: غيبت واقعي و غيبت ظاهري. در صورت اول جسم فرد از بين جمع پنهان است و در صورت دوم شخص به طور ناشناس در جمع است اما چون او را نمي شناسند، تصور مي كنند كه غايب است.
2 - امكان وقوع
غيبت به هر دو صورت امكان پذير است و بارها در طول تاريخ رخ داده است. از جمله مي توان به غيبت حضرت ادريس صالح، موسي، ابراهيم، نوح، سليمان عليهم السلام اشاره كرد.
ملا محسن فيض كاشاني در اين باره مي نويسد: «بسياري از پيامبران غيبت هاي طولاني و عمرهاي دراز داشته اند ...». شيخ صدوق نام بعضي از آنان را در كتاب «اكمال الدين و اتمام النعمة » آورده است. (3)
درباره پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي توان به تفسير آيه كريمه: «و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لا يؤمنون بالاخرة حجابا مستورا» (4) اشاره كرد كه خداوند پيامبر صلي الله عليه و آله را در هنگام قرائت قرآن از چشم ابوسفيان، نضر بن حارث، ابوجهل، حمالة الحطب و ... پوشيده مي داشت و آنان با اين كه از كنار حضرت مي گذشتند، او را نمي ديدند. (5)
3 - غيبت حضرت مهدي (عج)
خبر غيبت حضرت مهدي (عج) از زمان رسول اكرم صلي الله عليه و آله به مسلمانان گوش زد مي شد (6) و ائمه عليهم السلام به آن، اهميت ويژه اي مي دادند. چنان كه موضوع غيبت آن حضرت و ظهور وي مورد اتفاق مسلمانان قرار گرفته است. (7) امام حسن عسكري عليه السلام هم در همين راستا اعلام فرمود:
«ان ابني هو القائم من بعدي و هو الذي يجري فيه سنن الانبياء: بالتعمير و الغيبة حتي تقسوا القلوب لطول الامد و لا يثبت علي القول به الا من كتب الله عز و جل في قلبه الايمان و ايده بروح منه; (8) همانا فرزندم همان قائم بعد از من است و اوست كه سنت هاي پيامبران عليهم السلام (مثل) عمر طولاني و غيبت در موردش جاري مي شود. تا دل هايي بخاطر طولاني بودن مدت غيبت سخت مي شود و در اعتقاد به او، پا برجا نمي ماند مگر كسي كه خداوند ايمان را در قلبش قرار داده و او را به روحي از خودش مؤيد كرده باشد.»
در اين حديث نيز به غيبت پيامبران اشاره شده است و گوياي اين است كه غيبت از سنت هاي الهي است.
مراحل غيبت
غيبت حضرت مهدي (عج) به دو مرحله: «صغري » و «كبري » تقسيم مي شود، غيبت صغري از سال 260 ه. ق (سال شهادت امام حسن عسكري عليه السلام) آغاز و در سال 329 ه. ق پايان يافت و از آن پس غيبت كبري آغاز شد.
غيبت صغري 69 سال و شش ماه و پانزده روز طول كشيد و از نظر شعاع فراگير نبود، (9) بلكه كساني (نواب خاص) بودند كه با امام (عج) تماس مستقيم داشتند. (10)
لازم به ذكر است برخي آغاز غيبت صغري را از هنگام تولد امام زمان (عج) مي دانند. با اين فرض طول غيبت صغري 75 سال خواهد شد. بعد از آن غيبت كبري آغاز شد كه پايان آن نامشخص و از حيث شعاع فراگير است.
امام صادق عليه السلام در اين باره مي فرمود: «حضرت قائم (عج) دو غيبت دارد: يكي طولاني و ديگري كوتاه ». (11)
چرا غيبت؟
علت اصلي غيبت براي بشر پوشيده است چنان كه عبدالله بن فضل هاشمي روايت كرده است كه از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: «صاحب امر غيبتي دارد كه ناچار از آن است، به طوري كه اهل باطل در آن ترديد مي كنند. پرسيدم: «يابن رسول الله! چرا غيبت مي كند؟» فرمود: «به علتي كه به ما اجازه نداده اند آشكار كنيم.» پرسيدم: «حكمت آن چيست؟» فرمود: «همان حكمتي كه در غيبت سفيران و حجت هاي پيش از او بوده است. حكمت غيبت ظاهر نمي شود، مگر بعد از آمدن خود او. چنان كه كمت سوراخ كردن كشتي، كشتن بچه و تعمير ديوار توسط خضر براي حضرت موسي معلوم نشد، مگر وقتي كه خواستند، از هم جدا شوند.» (12) براي درك لزوم غيبت بايد ضرورت وجود امام درك شود.
چرا وجود امام ضروري است؟
آن گونه كه گفتيم دليل و حكمت غيبت تنها بعد از پايان آن روشن خواهد شد.
با اين وصف مي توان با طرح لزوم وجود امام توضيح داد كه چه زمينه ها و مباني اي منجر به غيبت امام و نه حذف او از ميان مخلوقات مي شود;
1 - خدا فياض است
همه هستي، از ذرات تا كهكشان ها تماما به فعل خداوند تحقق يافته اند و خداوند همه را آفريده و هستي داده است. بنابراين هستي بخش (فيض تكويني) خداست. همين طور خداوند بشر را از طريق تشريع قوانين و تعيين احكام به صراط مستقيم هدايت مي كند (فيض تشريعي). خداوند هم خالق است هم رب. (13)
2 - واسطه براي فيض رساني
مي دانيم كه عالم ما، جهان سبيت است و هر چيزي براساس وسايط مخصوص خود وجود مي يابد و دوام مي آورد، در نظام حكيمانه پروردگار وسايطي براي اين فيض رساني برگزيده شده اند كه اولياي خدا هستند. اين اشخاص در هر دو زمينه (تكويني و تشريعي) سبب فيض خدا هستند و خداوند «وجود بخشي » و «هدايت بخشي » را از طريق آن ها به موجودات ديگر مي دهد. لذا درباره پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله (المفوض اليه دين الله) وارد شده است.
3 - قطع فيض با نبودن ولي الله (واسطه)
اگر ارتباط بخشي بين خدا و خلق (در هستي بخشي و هدايت دهي) به هر دليل از بين مخلوقات حذف شود، ارتباط نيز از بين مي رود و فيض الهي، ديگر مجراي نزولش را از دست مي دهد. اين است معناي «لو لا الحجة لساخت الارض باهلها; اگر حجت خدا نباشد، زمين اهلش را فرو مي برد».
4 - ولي الله تا آخر جهان باقي است
خداوند طبق اراده خود مجرايي براي ارتباط با مخلوقات در نظر گرفته است و تا موجودات هستند، اين وسيله و مجرا نيز پايدار است و امكان دوام مخلوقات بدون ولي الله امكان ندارد، پس تنها زماني كه جهان به پايان برسد، مي توان نبود او را تصور كرد.
غيبت تنها گزينه ممكن
با توجه به آنچه ياد شد، در صورتي كه حضور آخرين ولي خدا و واسطه فيض خدا در بين مخلوقات امكان پذير نبود، چه بايد كرد؟ اولين و ساده ترين پاسخ اين است كه او هم همانند ديگر پيامبران به طور طبيعي از بين مخلوقات حذف شود و به شهادت برسد، اما اين فرض صحيح نيست زيرا با حذف امام، زمين بدون حجت و بدون واسطه و رابطه فيض مي شود كه مخالف خواست و اراده خداوند است.
پاسخ ديگر اين است كه اگر امام امكان حضور در بين مخلوقات را نداشت، به طور ظاهري از ديده آن ها پنهان شود. به اين ترتيب هم مجرا و رابط فيض زنده مي ماند و هم در برابر موانع حضور چاره اي انديشيده مي شود و اين است معناي خورشيد پشت ابر كه در روايات آمده است. (14)
هر چند كه غايب است آن گل ز چمن از فيض وجود اوست گيتي گلشن
هر چند كه در ابر نهان باشد هست از پرتو آفتاب، عالم روشن
يك نكته
با توجه به موضوع مجراي فيض بودن به اين نتيجه مي رسيم كه غيبت حجت خدا، غيبت كلي نيست، بلكه اين عدم حضور جزئي است; يعني، غيبت عدم حضور در يك شان از شئون ولايتي است و آن معاشرت با مردم و هدايت مستقيم اجتماع بشري و تشكيل حكومت اسلامي است.
اما در شؤون ديگر حاضر و فعال است. پس غيبت در همه شؤون براي ولي خدا و خليفه او معنا نخواهد داشت. لذا در يكي از زيارت هاي امام عصر مي خوانيم: «السلام عليك يا حجة الله التي لا تخفي.»
موانع حضور
بي گمان با مطالعه مطالب قبل اين سؤال پيش مي آيد كه آيا به راستي موانعي براي ادامه حضور امام در جامعه وجود داشت؟ آن موانع چه بود؟ آيا هنوز هم موانع استمرار دارد؟ چه زمان برطرف خواهد شد؟ و ... .
مراجعه به تاريخ نشان مي دهد كه موانعي براي حضور حضرت بود. از قبيل:
1 - تهديد و اقدامات زورمندان عليه امام
2 - نداشتن يار و ياور و قدرت مردمي لازم
3 - نبود آمادگي و رشد كافي در مردم براي تحمل اصلاحات وي و ... كه تا كنون نيز اين موانع به قوت خود باقي است.
1 - تهديدها و ترس از مرگ
زراره مي گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: براي قائم پيش از آن كه قيام كند، غيبتي است. عرض كردم براي چه؟ فرمود: براي آن كه از كشته شدن بيم دارد. (15)
اين مساله يعني، احتمال قتل، هم با حدوث غيبت و هم با بقا و استمرار آن ارتباط دارد.
در مورد اول كافي است بدانيم بني عباس چون مي دانستند در خاندان پيغمبر صلي الله عليه و آله و از فرزندان علي و فاطمه عليها السلام شخصيتي پيدا خواهد شد كه حكومت جباران و مستبدان به دست او برچيده مي شود و او فرزند حضرت امام حسن عسكري عليه السلام است، در مقام كشتنش برآمدند; همانطور كه فرعون نسبت به حضرت موسي عليه السلام رفتار كرد. ولي به خواست خداوند آن حضرت محفوظ ماند و بر حسب ظاهر جنگ هاي داخلي و شورش صاحب الزنج، آن ها را از تعقيب اين موضوع بازداشت. (16)
شيخ طوسي به اين حقيقت تصريح و تاكيد دارد: او مي نويسد: «هيچ علتي مانع از ظهور آن حضرت نيست جز اين كه مي ترسد كشته شود; زيرا اگر جز اين بود، جايز نبود كه پنهان شود. بلكه ظاهر مي گشت و هرگونه ناراحتي و آزاري را متحمل مي شد; زيرا مقام رفيع امامان و انبياي عظام و بزرگواري آن ها به واسطه ناملايماتي بود كه در راه دين خدا متحمل مي شدند.» (17)
متاسفانه گاه اين تهديدها از سوي نزديك ترين اشخاص به حضرت بود، از جمله آن ها: جعفر كذاب، عموي امام، بود. بعد از آن كه امام عليه السلام در جريان نمازگزاردن بر امام حسن عسكري عليه السلام جعفر كذاب را عقب زد و خود نماز را بر پدرش اقامه فرمود ...، جعفر نزد معتمد خليفه رفت و واقعه را به او شرح داد.
اما در مورد دوم; يعني، نقش ترس از كشته شدن و تهديدها در استمرار غيبت به فرازي كوتاه از كتاب امامت و مهدويت اشاره مي كنيم: «بيان ارتباط بقاي غيبت با خوف از قتل اين است كه اگر چه خداوند متعال قادر است در هر زمان آن حضرت را ظاهر و به طور قهر و غلبه بر تمام ملل و حكومت ها (پيش از فراهم شدن اسباب) غالب سازد ولي چون جريان اين جهان را خداوند بر مجراي اسباب و مسببات قرار داده، تا اسباب چنان ظهوري فراهم نشود، قيام آن حضرت به تاخير خواهد افتاد و اگر پيش از فراهم شدن اسباب و مقدمات ظاهر شود، از خطر قتل مصون نخواهد ماند.» (18)
2 - نداشتن يار و ياور
چنانچه امام در برابر تهديدها و اقدامات سبوعانه خلفا و دشمنان از ابزار حمايت مردمي برخوردار بود، بي گمان دست به قيام مي زد و خلفا را ساقط مي نمود ولي واقعيت چنين نبود و مردم تحت فشار نمي توانستند از امام دفاع كنند و يا به دليل مطامع و خواهش هاي نفساني از وي اطاعت نمي كردند.
محقق طوسي مي نويسد: «همان طور كه دانستي، سبب غيبت نمي تواند از سوي خداي سبحان و خود امام باشد، بلكه از مكلف ها (مردم) است و آن خوف غالب و تمكين نداشتن مردم از امام است و هر موقع اين سبب زايل شود، ظهور واجب مي شود.» (19)
بنابراين اگر مردم به ياري او مي شتافتند و از اوامرش اطاعت مي كردند، زمينه اي براي غيبت نمي ماند و امام به دست همان مردم، براي همان مردم حكومت اسلامي ايجاد مي كرد. ولي چنين نشد و آن مردم (اعم از قدرتمندان و توده ها) حاضر به قبول رهبري او نشدند. محقق طوسي در اين باره در تجريد الاعتقاد، مي نويسد: «اصل وجود امام لطف و تصرف او لطف ديگر است، اما نبودنش از ماست.»
3 - آماده نبودن ملت ها
در حقيقت ريشه علل ياد شده به اين موضوع منتهي مي شود و اين آمادگي به مرور زمان به دست خواهد آمد. آن وقت است كه ديگر موانع، معنايي نخواهند داشت. مي دانيم كه امام زمان (عج) به دنبال يك اصلاح همه جانبه و قاطع است و تمام انحرافات را تصحيح مي كند. هر آنچه را كه دشمنان دين سامان داده اند، باطل مي كند; احكام متروك اسلام را زنده مي سازد; به دين مهجور رسميت مي دهد; صاحب منصب ها و كارگزاران را شديدا مواخذه مي كند; با اهل گناه و ظلم هيچ نوع سازشي نشان نمي دهد; حكومت جهاني اسلامي تشكيل مي دهد و در يك كلام در هيچ جنبه از اصلاحات خود مسامحه نخواهد كرد و براساس حقايق، عمل كرده، از روي ظواهر حكم نخواهد داد، روشن است كه تحمل چنين حكومت اصلاحگري، فكر و انديشه اي والا مي خواهد. اگر امام بدون ايجاد چنين آمادگي اجتماعي، رواني بخواهد انقلابي اصلاحگر به راه اندازد، همان بلايي بر سرش مي آيد كه بر سر شهيد اصلاحات، اميرمؤمنان عليه السلام آمد. و حكمت خدا چنين سرنوشتي را براي آخرين امام نمي خواهد. بنابراين تا ايجاد چنين شرايطي امام (عج) ظهور نخواهند كرد.
اين آمادگي چگونه ايجاد خواهد شد؟ هرگاه ملل جهان بفهمند هيئت هاي حاكم از عهده اداره امور برنمي آيند و فساد در همه مظاهرش آنان را به ستوه آورده است آن گاه است كه مردم به ستوه آمده به دنبال جهاني خالي از ظلم و فساد و مملو از عدل و انصاف برخواهند آمد و حاضر خواهند شد براي چنين اصلاحي هزينه لازم را بپردازند. از اين رواست كه مي بينيم در دوره غيبت چنين ناهنجاري ها رخ مي دهد. تنها به يك روايت از امام صادق عليه السلام درباره هجوم اين مظاهر مي پردازيم: امام به يكي از يارانش درمورد هجوم مظاهر فساد در اين دوره فرمود: «حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند; ظلم و ستم فراگير شود; قرآن فرسوده و بدعت هايي از روي هوا و هوس در آن وارد شود; دين خدا تو خالي شود، همانند ظرفي كه واژگون شود; طرفداران و اهل باطل بر اهل حق مقدم شوند; كارهاي بد آشكار و از آن ها نهي نشود و بدكاران بازخواست نشوند; مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند; افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نپذيرند; شخصي بدكار دروغ گويد و كسي دروغ و نسبت نارواي او را رد نمي كند; بچه ها به بزرگ ها احترام نمي گذارند; قطع پيوند خويشاوندي مي شود; بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد; نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند; زنان با زنان ازدواج كنند; انسان ها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف كنند و كسي مانع نشود; كسي كه امر به معروف كند، خوار و ذليل مي شود; بدعت و زنا آشكار مي شود; حلال حرام و حرام حلال مي شود; دين براساس ميل اشخاص معني شود و كتاب خدا و احكام آن تعطيل گردد ; جرات بر گناه آشكار شود و ديگر كسي براي انجام آن منتظر تاريكي شب نشود; سردمداران به كافران نزديك و از نيكوكاران دور شوند; واليان در قضاوت رشوه بگيرند; پست هاي مهم واليان براساس مزايده باشد نه شايستگي; مرد به خاطر همبستري با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد; زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خشنودي شوهر نيست انجام دهد و به شوهرش خرجي دهد; نزديكترين اشخاص به فرمانداران كساني هستند كه به خانواده عصمت ناسزا گويند; سلطان به خاطر كافر شخص مومن را تحقير كند; نماز را سبك بشمارند; بر سر كسب هاي حرام آشكارا رقابت كنند; مردم جز از سرمايه دارها تبعيت نكنند; زن ها بر مسند نشينند و هيچ كاري جز خواسته آن ها پيش نرود و فرمانروايان ميراث مستضعفان را در اختيار بدكاران قرار دهند ...» (20)
آري تنها بعد از سرخوردگي ملت ها از اين پليدي هاست كه آمادگي در آن ها ايجاد شده و زمينه حضور فراهم مي آيد.
- پاورقــــــــــــــــــــي
مشاهده منابع در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
ظهور نزديك است
از نكات بسيار مهم در مورد حضرت مهدي عليه السلام اين است كه امير مؤمنان علي عليه السلام ظهور و قيام آن حضرت را نزديك دانسته است؛ بشارتي كه روح تازه در كالبد خسته دلان دوران غيبت مي دهد و باعث مي شود رنج دوري از حضرت و فتنه ها و فسادهاي آخر الزّمان را با شهد شيرين ياد ظهور و نزديك بودن آن تحمل كنند.
علي عليه السلام فرمود: "وَ مَا اَقْرَبَ الْيَوْمَ مِنْ تَباشيرِ غَدٍ يا قَوْمِ هذا اِبَّانُ وُرُودِ كُلِّ مَوْعُودٍ وَ دُنُوٍّ مِنْ طَلْعَةِ مَا لا تَعْرِفُونَ؛(1) و چه نزديك است امروز ما به فردايي كه سپيده آن آشكار شد! اي مردم! اينك ما در آستانه تحقق وعده هاي داده شده [براي دوران ظهور] و نزديكي طلوع آن چيزهايي كه شما نمي شناسيد قرار داريم." وعده ديدار نزديك است ياران مژده باد
روز وصلش مي رسد ايّام هجران مي رود(2)
به ادامه مطلب مراجعه فرماييد
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
پنهان زيستي حضرت مهدي عليه السلام نه تنها چگونگي زندگي آن حضرت را در هاله اي از اسرار فرو برده كه بسياري از موضوعات مربوط به حيات آن حضرت را نيز جزو امور پنهان نظام هستي قرار داده است .
به ادامه مطلب مراجعه فرماييد![]()
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
طبقه بندی: رمضان المبارك
طبقه بندی: دين
طبقه بندی: مناسبتها
اشاره:
مهمترين مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه هماره مورد توجه مؤمنين بوده و خواهد بود. آنچه در پيش روى داريد بحثى پيرامون شب قدر بر اساس نظرات مرحوم علامه طباطبايى رحمه الله در تفسير شريف الميزان است كه در دو سوره «قدر» و «دخان» مطرح گرديده است. اميد كه مورد توجه واقع شود. شب قدر يعنى چه؟
مراد از قدر، تقدير و اندازهگيرى است و شب قدر شب اندازهگيرى است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مىكند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى از اين قبيل را در اين شب مقدر مىگرداند. بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: مناسبتها
سخن از «مهدى» (عليه السلام)، سخن از «هدايت» است.
سخن از «غيبت»، حديث «جستجو» است.
سخن از «انتظار»، روايت «حركت و پويايى» است.
سخن از «ظهور»، بحث از «اشتياق رهايى» است.
«شوق رهايى»، «حركت» مى آفريند، و نتيجه «جستجو»، حصول «هدايت» است.
«شيعه بودن» با جمود و سكون سازگار نيست. «شيعه» يعنى «پيرو» و لازمه «پيروى» جهت گيرى «رفتار و روش»، و شكل گيرى «سلوك و عمل» است.
«شيعه مهدى (عليه السلام)» بودن، با گمراهى و بى تفاوتى در برابر انحرافات نمى سازد.
و «انتظار ظهور» داشتن، با ماندن در تاريكى ها و تسليم در برابر وضع موجود قابل جمع نيست.
اللهم ارزقنا توفيق التوبه بعد المعصية و صدق النية
و عرفان الحرمة و اكرمنا بالهدى و الاستقامةآمين رب العالمين

طبقه بندی: امام زمان عج
بدون شك تمامي انبياي عظام و رسولان گرامي، امت هاي خويش را به عاقبت خوش و سرانجام پاكيزه و خرم خبر داده اند.
آنان از سوي خداوند وعده فرموده اند كه روزگار آدميان به سعادت و رفاه و خوشي و راحتي ختم خواهد شد و دوران ظلم و ستم به آخر خواهد رسيد. در آن هنگام انسان هاي محروم حقوق خويش را باز خواهند ستاند، از چنگال فقر و محروميت و رنج رهايي خواهند يافت، و پس از آن كه محكوم و رهرو بوده اند به رهبري و زمامداري رسند، و به فضل و عنايت الهي در زمين سروري يابند. كتاب هاي آسماني آكنده از اين بشارت است. و البته در تعيين مصداق آن مصلح، عبارت ها مختلف و الفاظ متفاوت است.
قرآن مجيد نيز نسبت به اين موضوع اهتمام ويژه اي داشته و اراده و خواست خداوند متعال را بر اين مي داند كه دوران كومت شيطان به پايان رسد و بساط پيروان او برچيده شود و حتما تمام بندگان صالح خداوند در همه جاي زمين به حكومت رسند و سراسر گيتي به آنان سپرده شود تا قوانين اسلام به طور كامل و همه جانبه تطبيق و اجرا و سعادت افراد بشر تضمين و تامين گردد و هدف نهايي از زندگي تحقق پذيرد.
البته تطبيق اين آيات نوراني بر وجود مقدس مهدي عليه السلام و حكومت جهاني آن حضرت تنها از راه روايات رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام امكان پذير است وهمچون بسياري از موضوعات ديگر بدون استفاده از اين بيانات نوراني، آيات قرآن خاموش و ساكتند.
بيش از يكصد و بيست آيه از آيات قرآن به مساله مهدويت تفسير شده است كه در اينجا به برخي از آن ها اشاره مي كنيم:
1 - « الم× ذلك الكتاب لا ريب فيه هدي للمتقين× الذين يؤمنون بالغيب و ...» (1)
امام صادق عليه السلام در ذيل اين آيه فرمودند: «متقيان شيعيان علي عليه السلام هستند و غيب همان حجت غائب است ». (2)
2 - «و ذكرهم بايام الله ». (3) از امام باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: «ايام الله عز و جل ثلاثة: يوم يقوم القائم عليه السلام و يوم الكرة و يوم القيامة; (4)
روزهاي خدا سه تا ست: روزي كه قائم عليه السلام قيام خواهد كرد، و روز رجعت و روز قيامت ».
3 - «قال رب فانظرني الي يوم يبعثون قال فانك من المنظرين الي يوم الوقت المعلوم ». (5)
از امام صادق عليه السلام درباره اين آيه و وقت معلوم سؤال شد. آن حضرت در جواب فرمودند:
«وقت معلوم روز قيام قائم آل محمد است. هرگاه خداوند او را برانگيزد در مسجد كوفه ابليس مي آيد در حالي كه بر زانوهايش راه مي رود و مي گويد: اي واي از اين روزگار، آن گاه با پيشانيش گرفته شده، گردنش زده مي شود، آن هنگام روز وقت معلوم است كه مدت او به پايان مي رسد». (6)
4 - «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف في القتل انه كان منصورا»; (7)
«و هر آنكه مظلوم كشته شود پس البته كه ما براي ولي او حكومت و تسلط داديم، پس مبادا در كشتن اسراف كند كه او منصور است.»
وقتي از امام صادق عليه السلام درباره اين آيه سؤال شد، آن حضرت در جواب فرمودند:
«آن قائم آل محمد صلي الله عليه و آله است كه خروج مي كند و به انتقام خون حسين عليه السلام دشمنان را مي كشد. پس چنانچه اهل زمين را به قتل رساند مسرف نخواهد بود.» (8)
5 - «و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا»; (9)
«و بگو كه حق آمد و باطل نابود شد كه همانا باطل محو شدني و سزاوار نابودي است.»
امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه فرمودند: «اذا قام القائم عليه السلام ذهب دولة الباطل; (10) هرگاه قائم عليه السلام بپا خيزد، دولت باطل از بين مي رود [و زايل مي گردد].»
6 - «و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون »; (11)
«و به راستي كه ما پس از نوشتن در ذكر [تمام كتب آسماني يا تورات ]در زبور نيز نگاشتيم كه البته بندگان صالح من زمين را به ارث خواهند برد.»
علي بن ابراهيم در تفسيرش كه منسوب به امام صادق عليه السلام است در معني اين آيه گويد: «فرموده، تمام كتاب ها [ي آسماني] ذكر [خداوند] است، البته بندگان صالح من زمين را به ارث خواهند برد × فرمود: حضرت قائم عليه السلام و اصحاب اويند.» (12)
7 - «و عدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض ...»; (13)
«خداوند به كساني از شما كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده فرموده كه آن ها را [در ظهور امام قائم عليه السلام ]در زمين خلافت دهد ... .»
امام صادق عليه السلام درمعناي اين آيه شريفه مي فرمايد: «درباره حضرت قائم عليه السلام و اصحاب او نازل گشت.» (14)
8 - «امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض »; (15)
«آيا آن كيست كه دعاي مضطر را هنگامي كه او را مي خواند به اجابت مي رساند و رنج و غم را برطرف مي سازد و شما را جانشينان زمين قرار مي دهد؟»
از امام باقر عليه السلام يا امام صادق عليه السلام درباره اين آيه نقل شده است كه فرمودند: «اين آيه درباره قائم از آل محمد صلي الله عليه و آله نازل شده، هرگاه كه خروج كند معمم مي شود و در كنار مقام نماز گذارد و به درگاه پروردگارش تضرع نمايد، پس هيچ پرچمي از او رد نشود.» (16)
9 - «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين »; (17)
«و ما اراده كرديم بر آنان كه در زمين مستضعف شدند منت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.»
روايات در مورد اينكه اين آيه درباره امامان از آل محمد صلي الله عليه و آله نازل شده بسيار است كه در كتاب «البرهان » ياد گرديده است. (18)
10 - «اعلموا ان الله يحي الارض بعد موتها»; (19)
«بدانيد كه البته خداوند زمين را پس از مردن آن زنده خواهد كرد.»
از امام باقر عليه السلام درباره اين آيه نقل شده است كه فرمود: « خداوند عز و جل زمين را به وسيله حضرت قائم عليه السلام زنده مي كند، پس از مردن آن.» (20)
براي رعايت اختصار بقيه آيات را تنها با ذكر شماره و منبع استناد به پايان مي بريم.
به ادامه مطالب مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
از جمله مسائلي كه همواره شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام در دوران غيبت كبري خواهان فهم آن هستند، شناخت وظايفي است كه در اين دوران به عهده آنان گذاشته شده است . فلذا تلاش خواهيم كرد وظايف منتظران را هر چند به صورت مختصر بيان كنيم .
ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
امام زنده صفاي بـاغ رضوان داري اي دوست
نشان از روي جانان داري اي دوست
تويي يوسف كه در هر كوي و برزن هزاران پيـر كنعان داري اي دوسـت
ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
طبقه بندی: امام زمان عج
طبقه بندی: امام زمان عج
محبوب پروردگار
بدون ترديد، اساس تمام دوستيها خداوند است و هر آنكس كه دوست خداست; محبوب قلبهاي پاك نيز هست . از اين رو در ابتدا روايتي را كه در آن خداوند محبت خويش را نثار آخرين امام معصوم عليه السلام نموده است به گوش جان مي شنويم:
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: «ان الله عزوجل اوحي الي ليلة اسري بي: يا محمد! من خلفت في الارض في امتك؟ - وهو اعلم بذلك - قلت يا رب اخي . قال: يا محمد علي بن ابيطالب؟ قلت: نعم يا رب . قال: يا محمد اني اطلعت الي الارض اطلاعة فاخترتك منها فلا اذكر حتي تذكر معي فانا المحمود وانت محمد، ثم اني اطلعت الي الارض اطلاعة اخري فاخترت منها علي بن ابيطالب فجعلته وصيك فانت سيد الانبياء وعلي سيد الاوصياء; همانا خداي عزوجل در آن شب كه به گردش شبانه برده شدم (معراج) به من وحي فرمود: اي محمد! چه كسي را در زمين ميان امتت به جاي خود گذاشتي؟ ! - در حالي كه خود بدان آگاه تر بود . - عرض كردم: پروردگارا! برادرم را . فرمود: اي محمد! علي بن ابيطالب را؟ عرض كردم: بلي اي خداي من! فرمود: اي محمد! من از ابتدا از فراز عرش نظري بر زمين افكندم و تو را از آن اختيار كردم، هيچگاه يادي از من نشود مگر اينكه تو نيز با من ياد كرده شوي . من خود محمودم و تو محمد، سپس نظري ديگر بر زمين افكندم و از آن علي بن ابيطالب را برگزيدم و او را وصي تو قرار دادم; پس تو آقاي پيامبران و علي آقاي اوصياء است .»
در ادامه اين گفتگو، رسول گرامي اسلام پس از توصيفاتي درباره فرمايش خداوند پيرامون امامان معصوم عليهم السلام، و بعد از آنكه انوار پاك ائمه اطهار را مي بيند، در بخشي ديگر از كلام خود مي فرمايد: «عرض كردم: پروردگار من! اينان چه كساني اند؟ فرمود: اينان امامان هستند و اين يك نيز قائم است كه حلال كننده حلال من و حرام دارنده حرام من است و از دشمنان من انتقام خواهد گرفت .»
پس خداوند فرمود: «يا محمد! احببه فاني احبه واحب من يحبه (1) ; اي محمد! او را دوست بدار كه من او را دوست مي دارم و هر كس كه او را دوست بدارد نيز دوست مي دارم .»
محبوب پيامبر خدا
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به عنوان اشرف انبياء و آخرين فرستاده الهي، داراي مقام و منزلتي بس رفيع و بلند در نظام آفرينش است و همانگونه كه در روايت پيشين اشاره شد; خداوند محبت حضرت مهدي عليه السلام را به آن حضرت توصيه فرموده بود; بنابراين جاي شگفتي نيست كه حضرتش درباره آخرين جانشين خود از بزرگترين واژگان محبت آميز; يعني «بابي وامي پدر و مادرم فداي او» بهره برده باشد، آنجا كه مي فرمايد: «بابي وامي سميي وشبيهي وشبيه موسي بن عمران عليه جيوب النور . . . (2) ; پدر و مادرم فدايش باد كه او هم نام من و شبيه من و شبيه موسي بن عمران است كه بر او نورهايي احاطه دارد .»
دامنه علاقه به حضرت مهدي عليه السلام به جايي رسيده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله; انكار مهدي عليه السلام را همچون انكار خود دانسته و فرمودند: «من انكر القائم من ولدي فقد انكرني (3) ; هر آنكس كه قائم از فرزندان مرا انكار كند، مرا انكار كرده است .» و هشتمين پيشواي شيعيان به نقل از پدران خود از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله روايت كرده است كه آن حضرت فرمود: «بابي ابن خيرة الاماء (4) ; پدرم فداي فرزند بهترين كنيزان عالم باد .»
محبوب اميرالمؤمنين عليه السلام
آنگاه كه نگاه تيزبين علي بن ابيطالب عليه السلام اعصار و قرون را درنورديد; زمان آخرين امام را نظاره مي كند و چنين مي فرمايد: «فانظروا اهل بيت نبيكم فان لبدوا فالبدوا وان استنصروكم فانصروهم فليفرجن الله بغتة برجل منا اهل البيت . بابي ابن خيرة الاماء (5) ; شما همواره به اهل بيت پيامبرتان نگاه كنيد، اگر آنها ساكت شدند و در خانه نشستند شما نيز سكوت كرده به زمين بچسبيد و اگر از شما ياري طلبيدند به ياري آنها بشتابيد كه البته خداي متعال به دست مردي از ما اهل بيت، ناگهان فرج عنايت خواهد كرد . پدرم فداي او باد كه فرزند بهترين كنيزان است .»
در روايتي ديگر - كه امام باقر عليه السلام نقل فرموده است - چنين آمده كه بين علي عليه السلام و عمر بن خطاب سخناني رد و بدل شد . عمر گفت: «اخبرني عن المهدي ما اسمه؟ فقال عليه السلام: اما اسمه فان حبيبي عهد الي ان لا احدث باسمه حتي يبعثه الله . قال [عمر] فاخبرني عن صفته قال: هو شاب مربوع حسن الوجه حسن الشعر يسيل شعره علي منكبية ونور وجهه يعلو سواد لحيته وراسه بابي ابن خيرة الاماء (6) ; از مهدي به من خبر ده كه نامش چيست؟ فرمود: اما درباره اسم او; حبيبم با من عهد كرده كه درباره آن با كسي صحبت نكنم تا اينكه خداوند او را برانگيزد . عمر گفت: پس درباره صفت او به من خبر ده؟ حضرت فرمود: او جواني چهارشانه، نيكو صورت و نيكو مو است كه موهايش بر شانه هايش فرو ريخته و نور صورتش سياهي موي سر و ريش را تحت الشعاع قرار مي دهد . پدرم فداي او باد كه فرزند بهترين كنيزان است .»
و در كتاب شريف غيبت نعماني ضمن نقل روايتي آمده است كه وقتي علي عليه السلام صفات حضرت مهدي عليه السلام را ذكر كرد، با حالتي سرشار از عشق و شيدايي به سينه خود اشاره كرده، آهي كشيد و فرمود: «شوقا الي رؤيته (7) ; چقدر به ديدار او مشتاقم .»
مرحوم كليني در روايتي از آن حضرت نقل كرده كه شدت محبت به حضرت مهدي عليه السلام باعث شده تا اشتياق به ديدن ياران و دوستداران او نيز مورد توجه حضرتش قرار گيرد; در آنجا كه مي فرمايد: «يا شوقا الي رؤيتهم في حال ظهور دولتهم (8) ; چقدر مشتاق ديدار آنها هستم، در آن زمان كه در ظهور دولتشان به سر مي برند .»
و شبيه همين مضمون را در نهج البلاغه اينگونه آورده است:
«الا بابي وامي هم من عدة اسمائهم في السماء معروفة وفي الارض مجهولة (9) ; آگاه باشيد! آنان كه پدر و مادرم فدايشان باد; از كساني هستند كه اسامي آنها در آسمان معروف و در زمين ناشناخته است .»
بيانات محبت آميز امام باقر عليه السلام
ابوحمزه ثمالي مي گويد: «روزي نزد امام باقر عليه السلام بودم، چون كساني كه نزد آن حضرت بودند، متفرق شدند; آن حضرت فرمودند: «يا ابا حمزة! من المحتوم الذي حتمه الله قيام قائمنا فمن شك فيما اقول لقي الله وهو كافر به وجاحد له: ثم قال: بابي وامي المسمي باسمي المكني بكنيتي السابع من بعدي (10) ; اي ابا حمزه! يكي از امور حتمي كه خداوند آن را حتمي ساخته است; قيام قائم ما اهل بيت است و اگر كسي در آنچه مي گويم ترديد كند; در حالي خدا را ملاقات خواهد كرد كه به او كافر شده و انكار كننده اوست . سپس فرمود: پدر و مادرم فداي آنكه همنام من و هم كنيه من است و هفتمين فرد پس از من مي باشد .»
ارادت امام صادق عليه السلام
حقيقتا حضرت صاحب الامر عليه السلام را چه شان رفيعي است كه اينگونه معصومين بزرگوار نسبت به ايشان اظهار محبت و علاقه مي كنند . اين شيدايي گاهي برخي ائمه را به گونه اي واله كرده كه نه تنها سخن از عشق و محبت مي گويند; بلكه اظهار ارادتي خالصانه دارند .
خلاد بن صفار مي گويد: «سئل ابو عبدالله عليه السلام هل ولد القائم عليه السلام؟ فقال: لا ولو ادركته لخدمته ايام حياتي (11) ; از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه آيا قائم به دنيا آمده است؟ ! حضرت فرمودند: خير! اگر او را درك كردم در ايام زندگانيم خدمتگذار او خواهم بود .»
اين اظهار ارادت در روايتي ديگر نيز چنين انعكاس يافته است: سدير صيرفي مي گويد: من، مفضل بن عمر، داود بن كثير رقي، ابوبصير و ابان بن تغلب بر مولايمان امام صادق عليه السلام وارد شديم; پس آن حضرت را در حالي بس عجيب ديديم كه بر روي خاك نشسته بود و لباسي پشمين بر دوش انداخته و بسان مادري جوان مرده با سوز تمام مي گريست; به گونه اي كه آثار حزن و اندوه سراسر وجود مباركش را فرا گرفته بود و اشك بر پهناي صورتش جاري بود و چنين مي فرمود: «سيدي غيبتك نفت رقادي، وضيقت علي مهادي وابتزت مني راحة فؤادي . سيدي غيبتك اوصلت مصائبي بفجايع الابد وفقد الواحد بعد الواحد بفناء الجمع والعدد فما احس بدمعة ترقا من عيني وانين يقشا من صدري (12) ; سرور من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده، خاطرم را پريشان ساخته، آرامش دلم را از من سلب نموده است . سرور من! غيبت تو مصيبتهاي مرا به مصيبتهاي دردناك هميشگي متصل ساخته و از دست دادن [ياران] ; يكي بعد از ديگري را به نابودي اجتماعات و افراد كشانده است . [بلاها و سختيها، رنجها و اندوهها آنچنان بر دلم سنگيني مي كند كه] ديگر اشك ديده و فريادهاي سينه ام را احساس نمي كنم .»
در روايتي شگفت انگيزتر، ششمين آفتاب فروزان سپهر ولايت و امامت چنين فرموده اند:
«اني لو ادركت ذلك لاستبقيت نفسي لصاحب هذا الامر (13) ; به درستي كه اگر من آن روز را درك مي كردم; جانم را براي صاحب اين امر (امام زمان عليه السلام) نگه مي داشتم .»
گر قسمتم شود كه تماشا كنم تو را اي نور ديده! جان و دل اهدا كنم تو را
شيدايي امام هشتم عليه السلام
اگر چه اظهار محبت و ارادت انوار مقدس و پاك اهل بيت عليهم السلام افزون بر آنچه آمد مي باشد، ولي كلام را با دو ديث شيدايي از هشتمين پيشواي شيعيان به انجام مي بريم كه فرمود: «بابي انت و امي سمي جدي وشبيهي وشبيه موسي بن عمران (14) ; پدر و مادرم فداي او كه همنام جدم و شبيه من و شبيه موسي بن عمران است باد .»
و در روايتي آمده است كه وقتي دعبل خزاعي، قصيده اي بر امام رضا عليه السلام خواند كه در فرازهايي از آن اشاره به حضرت مهدي عليه السلام شده بود; حضرتش به احترام ذكر مقدس نام آن حضرت، متواضعانه برخاسته دست بر سر نهاد و براي فرج قائم آل محمد صلي الله عليه و آله دعا فرمود: «وضع الرضا عليه السلام يده علي راسه وتواضع قائما ودعي له بالفرج (15) »
و سخن را با اين ابيات به پايان مي بريم كه زبان حال همه مشتاقان حضرت اوست .
گرفته بوي تو را خلوت خزاني من كجايي اي گل شب بوي بي نشاني من؟
غزل براي تو سر مي برم عزيزترين! اگر شبانه بيايي به ميهماني من
چنين كه بوي تنت در رواقها جاريست چگونه گل نكند بغض جمكراني من؟ !
عجب حكايت تلخي است نا اميد شدن شما كجا و من و چادر شباني من؟ !
در اين تغزل كوچك سرود من اي خوب! خدا كند كه بخندي به ناتواني من
به پاي بوس تو، آيينه دست چين كردم كجايي؟ اي گل شب بوي بي نشاني من! (16)
- پاورقــــــــــــــــــــي
منابع در ادامه مطلب
ادامه مطلب
طبقه بندی: امام زمان عج
طبقه بندی: امام زمان عج
امشب خديجه با تو اي اسماء وصيت ميكند
اسماء بهار عمر من امشب به پايان مي رسد
زهرا سرش بر سينه ام من بر لبم جان مي رسد
اسماء ببر از من پيام بر خاتم پيغمبران
بر گو كنار تربتم امشب بيا قرآن بخوان
ادامه مطلب
طبقه بندی: دين
ادامه مطلب
طبقه بندی: دين
دل را ز بي خودي سر از خود رميدن است جان را هواي از قفس تن پريدن است
از بيم مرگ نيست كه سر داده ام فغان بانگ جرس به شوق به منزل رسيدن است
دستم نمي رسد كه دل از سينه بر كنم باري علاج شوق گريبان دريدن است
شامم سيه تر است زگيسوي سركشت خورشيد من برآي كه وقت دميدن است
بوي تو اي خلاصه گلزار زندگي مرغ نگه در آرزوي پر كشيدن است
بگرفت آب و رنگ زفيض حضور تو هر گل در اين چمن كه سزاوار ديدن است
با اهل درد شرح غم خود نمي كنم تقدير غصه دل من ناشنيدن است
آن را كه لب به دام هرس گشت آشنا روزي «امين » سزا لب حسرت گزيدن است
شعر از: مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي مدظله العالي
طبقه بندی: امام زمان عج
زان لب لعل كه رشك شكر است خواهد آنكس كه ز اهل بصر است
عاشق و واله و شيداي تو شد هر كسي عارف و صاحب نظر است
هر كسي محنت هجران ديده است از دل خسته من با خبر است
بي تو گر عمر ابد بخشندم همه آن ضرر اندر ضرر است
هر كه را ياد تو از ياد برفت روزگارش خطر اندر خطر است
زانچه گل در چمن حسن بود گل نرگس ز همه خوبتر است
كي برون آيي از اين پرده غيب شام هجران تو را كي سحر است
(لطفي صافيت) اي معدن لطف از غم هجر تو خونين جگر است
سروده حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله
طبقه بندی: امام زمان عج
مبارك باد آمد ماه روزه رهت خوش باد اي همراه روزه
دعاها اندرين مه مستجاب است فلك ها را بدرد آه روزه
به ادامه مطلب مراجعه فرماييد![]()
![]()
ادامه مطلب
طبقه بندی: ورزقان

ای سفر کرده ی موعود بیا
که دلم در پی تو در به در است
جان ناقابل این چشم به راه
برگ سبزیست به تو
جان، به لب است
طبقه بندی: امام زمان عج
طبقه بندی: رمضان المبارك
گلها رخ بپوشا نید که زیبا ترین گل عالم می شکفد.
سروها به تعظیم در آ یید که سرا فراز تر ین سرو عالم برپا می ایستد.
نسیم ها بایستید که از ملکوت خدا نسیمی دیگر می وزد.
ستا ره ها خاموش شوید که خورشید غروب ناپذیری امشب برآ سما ن طلوع می کند.
اشکها لبخند شوید که نیکوترین مژده به گوش می رسد.
نادانیها بمیرید که فصل دانایی آ غاز می شود.
فر شته ها از بهشت خدا فرود آ یید که حجت خدا به دنیا می آید.وستمگران بمیرید
مهدی آل طه به دنیامی ايد( توسط فاطمه خمسی رايحه)
طبقه بندی: امام زمان عج
طبقه بندی: قران
خداوند متعال در خطاب به امام زمان ما يعني حضرت مهدي (ع) فرمودند:
سلام بر تو اي باقيمانده خدا بر روي زمين!
سلام بر تو اي دعوت كننده ي خلق بسوي خدا!
سلام بر تو اي نشانه ي خدا و راهنماي بندگان خدا بسوي او!
سلام بر تو اي پناهگاه آدميان و مايه ي رحمت و بخشش وسيع خلق!
سلام بر تو اي وعده اي كه خدا آنرا ضمانت كرده !
سلام بر تو اي جانشين خدا و ياري كننده ي دين خدا!
سلام بر تو اي وعده اي كه هرگز خلافش اتفاق نمي افتد!و...(منبع كتاب مفاتيح االجنان/زيارت آل ياسين)
اون امامي كه خداي مهربون براي هدايت من و تو فرستاده اينه!امام زمان(عج) مهربونيشون
تا حديه كه خطاب به دوستانشون فرمودن:«ما در رسيدگي به حال شما هرگز كوتاهي نكرده
و ياد شما را هيچگاه از خاطر نمي بريم...»
يكي از لقبهاي ايشون«كريم من اولاد الكرام» هست يعني بخشنده اي از خانواده ي بخشندگان بزرگ!
يعني كسيكه كارش بخشيدن و رحمت و مهربونيه!
من تو قرآن خوندم:
«...روز قيامت روزي ست كه هر امتي را با اممامش فرا مي خوانند»(سوره ي اسرا/آيه 17)
خدايا شكرت كه امام و راهنما و الگوي منتو زندگي يه چنين شخصيتيه!
خدايي وقتش نرسيده كه با تنها نماينده ي خدا تو اين زمونه آشتي كنيم و از اون تو هر كاري كمك بخواييم؟
وقت اون نرسيده كه باورش كنيم و باور كنيم كه خدا ايشون رو براي هدايت من و تو فرستاده و از ته ته هاي دلمون دعا كنيم كه هر چه زودتر ظهورش فرا برسه؟
بيا از امروز باهاش عهد ببنديم كه دوسش داشته باشيم اون كسي رو دوست داشته باشيم كه
خداي متعال در مورد ايشون ،يعني حضرت مهدي(ع)،درشب معراج خطاب به حضرت محمد (ص) فرمودن:
«اي محمد! او (مهدي) را دوست بدار كه من او را و دوستدار او را دوست دارم»(منبع:كتاب غايةالمرام و كتاب مكيال المكارم/جلد2/ص 201)
...وبدونيم لزوم دوست داشتن امام زمانمون اطاعت از ايشونه!
و يكي از موارد اطاعت دعا براي هرچه زودتر اومدنشون و برقراري رابطه دوستانه با ايشون و همواره حاضر دونستنشون تو تمام اموره...!
طبقه بندی: امام زمان عج
سلام به همگي عزيزان؛
اين پست يكم عجيبه يعني يه جورايي با عجايب سر و كار داره !
يه سلسله بحث هايي دارم با موضوع «مهارت هاي زندگي» اين سري اولشه:
خداوند متعال فرمودند:«اي فرزندان آدم! مبادا شيطان شما را فريب دهد بدرستي كه شيطان شما را مي بيند از جايي كه شما او را
نمي بينيد.»(سوره اعراف)
و در جايي ديگه فرمودن شيطان براي آدميان دشمن آشكار و واضحي ست.
پس دشمني اش ثابت شد نگو نگفتي!!!!!!!! نكته اول:
حالا دوست داري اين دشمن آشكارتو اسير كني و به اسارت ببري!
پس لطفا گوش كن!!!
«هر وقت شخصي به نماز مي ايستد،ابليس ملعون از روي حسد به او نگاه مي كند، چون رحمت خدا سر تا پاي نمازگزار را فراگرفته است»(امام علي عليه السلام.منبع:كتاب خصال)
نكته دوم:دوست داري صورت شيطون رو خراشيده كني!
«تا مي تواني به دوستانم خوبي كن،زيرا هر مومني نسبت به مومن ديگرنيكي كند صورت ابليس را مي خراشد.»(امام صادق عليه السلام.منبع:كتاب اصول كافي)
نكته سوم:حالا بنظرت گوشت صورت شيطون چه جوري مي ريزه؟
«وقتي دو مومن با يكديگر ملاقات مي كنند و پيرامون خدا و برتري
اهل بيت گفتگو مي نمايند،شيطان از شدت درد،گوشت صورتش
مي ريزد.»(امام كاظم عليه السلام.منبع:كتاب اصول كافي)
نكته چهارم:
حالا حتما خيلي دلت مي خواد تو مسابقه با شيطون يا ابليس خان!پيروز، تو باشي!
«هر كس بر خشم و غضب خود غلبه كند،بر شيطان پيروز شده است.»(اميرالمومنين.منبع:كتاب غررالحكم)
نكته پنجم:اين ديگه آخرشه!چه جوري مي شه شيطون رو سوزوند؟
«به درستي كه شيطان وقتي نداي«يا محمد و يا علي»-يعني
كمك خواستن از امامان و دست به دامن آنان شدن -را مي شنود
گداخته مي شود همانطور كه قلع گداخته مي گردد»(امام باقر عليه السلام.منبع:كتاب عدة الداعي»
ونكته ششم:رضايت جناب شيطون از ما چه زماني مي تونه باشه؟
«به درستي كه شيطان راضي و خشنود مي شود به همان گناهان
كوچكي كه شما مرتكب مي شويد.»(حضرت محمد (ص) منبع :كتاب بحارالانوار)
...و اما مهمترين حرفم با تو بزرگوار اينه!!!!!!!!
...بدون 100درصد آدما جز امام هر زماني -كه اونم فقط يه نفره- تنهايي در مقابل وسوسه هاي شيطون كم مي يارن! رسما كم مي يارن!رسما...!!!
پس چي كار بايد كرد؟!!!بايد دست به دامن نماينده خدا شد و از اون كمك خواست!!!
و اينم بدونيم اگه تو زندگي راهنما واسه خودمون نگيريم جناب شيطون در خدمتمونه!
پس هميشه يادت باشه بايد دست به دامن حجت خدا يا همون امام زمانت بشي تا از شر اين دشمن آشكارت تو زندگي در امان باشي!
و واسه اين كمك خواستن بگو:يا صاحب الزمان(عج) كمكم كنيد آقاجان!
طبقه بندی: دين
اي بهار مردمان و خرمي روزگاران!
تو را دوست دارم...!
و مي خواهم بيشتر تو را بشناسم
آخر به من گفته اند ...
تو پدري مهربان وامامي دلسوزي!
و گفته اند تو از مادر مهربانتري...مي خواهم بشناسمت اي پدر مهربان!
تو را دوست دارم و همواره براي آمدنت دعا مي كنم...!
كاش گفتن و شنودن از تو سهم همه ي ثانيه ها باشد
و يادآوريت همه ي دقائق را پر كند
كاش دردمان هميشه با توسل به تو آرام گيرد
و ...انتظار زنگي باشد كه از نافرمانيهايت بازمان دارد...!
و این بار محکم تر از هر زمانی می گویم:
مهدی جان!
دوستت دارم بیشتر از هر کس!
طبقه بندی: امام زمان عج
طبقه بندی: رمضان المبارك
باور مي كني ؟!!اين همه ثواب فقط براي يه نفر!!!!
۱-هر كسي اين دعا را هنگام افطار بخواند خدا به او عطا كند ثواب هر كسي را كه در اين روز روزه داشته است!
الّلهم لك صمتُ و على رزقك أفطرتُ و عليك توكلتُ!
بخشيده شدن گناهان چهل سال!!!
۲- هر كس در هر شب ماه رمضان این دعا را بخواند، بخشيده شود گناهان چهل سال او!
اللهم رب شهر رمضان الذي انزلت فيه قرآن و افترضت علي عبادك فيه الصيام صل علي محمد و آل محمد و ارزقني حج بيتك الحرام في عامي هذا و في كل عام و اغفرلي تلك الذنوب العظام فانه لا يغفرها غيرك يا رحمن يا علام!
سرمايه اندك ولي سود ميلياردي!!!
۳- هر كس هنگام افطار و سحر خوردن سورهي «انا انزلناه في ليلة القدر... »را بخواند ما بين اين دو وقت ثواب كسي را داشته باشد كه در راه خدا در خون غلتيده است!
بهترين دعاي رمضان!!!
راستی یادمون باشه تو این ماه دعاهامون خیلی زودتر برآورده می شه بهترین دعا هم که خیرش برای خودمونه دعا برای سلامتی و ظهور امام زمانمونه!
برای به اجابت رسیدن دعاهامون درخواستهامونو از اماممون می خواییم تا ایشون از خدا بخوان!
دوستان براي ديدن ادامهي روند معجزات رمضان به كتاب مفاتيح الجنان مراجعه كنند!!!
طبقه بندی: رمضان المبارك
| ||
|
طبقه بندی: امام زمان عج

امام زمان عليهالسلام در انحصار هيچ صنف، گروه، طايفه و حتي مذهبي نيست. متعلق به همهي بشريت است. فيض آن حضرت به فقير و غني، عالم و جاهل، نيكوكار و گناهكار و حتي غير مسلمانان نيز ميرسد. او منشي و دربان ندارد.
هر وقت اراده كني، هرگاه دلت از همه جا و همهكس بگيرد، در هر زمان، بدون وقت و همآهنگي قبلي و بيواسطه ميتواني با امام عصر عليهالسلام ارتباط برقرار كني. كافي است يك «يا صاحبالزمان» بگويي.
اگرچه برابر گوشهامان ديوار كشيده و خود را از شنيدن صداي دلنشينش محروم كردهايم، آقا جواب ما را خواهد داد. هر چند جلوي ديدگانمان پرده افكنده و از تماشاي جمال دلربايش محرومايم، او ما را ميبيند.
نگو: من كجا و امام زمان (ع) كجا؟ هيچ شده است به خاطر برخي اشتباهات از پدر يا مادر خويش گريزان باشي؟ آن عزيز از پدر مهربانتر است و از مادر دلسوزتر؛
تك تك ما را همچون فرزندارن دلبند خويش دوست دارد ...
طبقه بندی: امام زمان عج
قرآن درياي بيكراني از علوم است، كه انتها ندارد و مي تواند دانش پژوهان و دانشجويان را سيراب نمايد.
موضوعات و مطالب قرآن كريم به رشته هاي زيادي تقسيم مي شود كه برخي از آنها عبارتند از:
الف. عقايد؛
ب. قوانين و مقررات؛
ج. مطالب اخلاقي؛
د. داستانهاي آموزنده.
قرآن در متن زندگي مسلمانان چنان نفوذ كرده كه حتي در ادبيات آنان: مَثَلهاي روزمره، اشعار و حكايات جايگاهي در خور يافته است.
در بحارالانوار(1) آمده است: "قالَت عَجوزٌ مِنَ الاَنصارِ لِلنَّبيِ صلي الله عليه وآله: اُدْعُ لي بِالْجَنَّةِ فَقالَ صلي الله عليه وآله اِنَّ الْجَنَّةَ لايَدْخُلُها الْعُجُزُ، فَبَكَتِ الْمَرْأةُ فَضَحِكَ النَّبِيُ صلي الله عليه وآله وَ قالَ: اَما سَمِعْتِ قَوْلَ اللَّه تَعالي: "اِنَّا اَنْشَأْناهُنَّ اِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ اَبْكاراً"؛(2)
پيرزني از انصار از رسول اكرم صلي الله عليه وآله خواست كه دعا كن من اهل بهشت باشم! حضرت فرمود: پيرزنها به بهشت نمي روند! آن زن به گريه در آمد. رسول اكرم صلي الله عليه وآله خنديد و فرمود: مگر قول خداوند متعال را نشنيدي كه فرمود: ما آنها را آفريديم و باكره قرار داديم."
1. پيشنماز و اعرابي
يكي در نماز، سوره نوح را پس از حمد مي خواند. در همان آيه اول "اِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً"؛(3) "ما نوح را فرستاديم"، باز ماند و بيش از آن به ياد نياورد. اعرابي كه حوصله اش سر رفته بود، گفت:
اگر نوح نمي رود ديگري را بفرست و ما را باز رهان.
2. اگر تو پدري...
منصور دوانقي به زياد بن عبداللَّه مبلغي داد تا آن را در ميان افراد نابينا و يتيم تقسيم نمايد. ابو زياد تميمي كه انسان طمعكاري بود، گفت: نام مرا در ميان نابينايان بنويس! زياد بن عبدالملك گفت: باشد مي نويسم؛ چرا كه خداوند مي فرمايد: "فَانَّها لاتَعْميَ الاَبصارُ وَلكِنْ تَعْمي الْقُلوبُ الَّتي فِي الصُّدُورِ"؛(4) "به درستي كه چشمهاي ظاهر نابينا نمي شود، بلكه دلهايي كه در سينه هاست كور مي شود."
سپس ابو زياد درخواست كرد كه نام فرزندش نيز در دفتر نام ايتام نوشته شود. زياد بن عبداللَّه گفت آن را هم مي نويسم. هر كه را تو پدري، يتيم است.
به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه مطلب
طبقه بندی: قران



يازده دستور ماندگار از مرحوم حضرت آيت الله بهجت



وظايف منتظران در عصر غيبت

